اهداف و ضرورتهای اجرای کشاورزی پایدار

تهیه کننده: رحمان امامی –مدرس دانشگاه

مسئول روابط عمومی و آموزش فنی شرکت خدمات حمایتی کشاورزی مازندران

کشاورزی پایدار چیست؟

کشاورزی پایدار نوعی کشاورزی است  که در جهت منافع کشاورزان بوده کارایی بیشتری در استفاده از منابع دارد و با محیط در توازن است. این تعریف با عوامل در حال تغییر اجتماعی و سیاسی در توسعه کشاورزی هماهنگی دارد. در دهه 1960 برای جلوگیری از گرسنگی انقلاب سبز با هدف تولید حداکثری مواد غذایی به خصوص گندم و برنج از طریق کشت متراکم گیاهان زراعی و با استفاده از سم و کود در میزان وسیع بدون حفاظت از منابع طبیعی اهمیت یافت. اما به تدریج مشخص شد تولید مواد غذایی با این روش خطرات و زیانهای فراوانی را برای آب و خاک به دنبال دارد و بسترهای تولید را تخریب خواهد کرد. بنابراین برای پایداری در کشاورزی سه موضوع اهمیت زیادی یافت اولین موضوع درآمد کافی به خصوص در بین افراد کم درآمد، دومین موضوع افزایش قابلیت دسترسی به غذا و مصرف آن، به این معنی که باید از طریق افزایش تولید و بهبود بازاریابی ، غذایی بیشتر و قابل دسترسی تولید شود و موضوع سوم حفاظت و بهبود منابع طبیعی بوده است که همگی آنها با کشاورزی پایدار محقق خواهند شد.

چگونگی کشاورزی پایدار:

کشاورزی پایدار باید شامل مدیریت موفق منابع برای کشاورزی باشد تا بتواند نیازهای متغیر انسانی را برطرف کند.از طرف دیگر کشاورزی پایدار باید بتواند خصوصیات کیفی محیط زیست را حفظ کرده یا افزایش دهد و از منابع طبیعی حفاظت کند. پایداری شامل اثرات متقابل و پیچیده عوامل بیولوژیکی، فیزیکی و اجتماعی-اقتصادی است  و نیاز به روشی جامع برای تحقیقات دارد تا سیستمهای موجود را بهبود بخشد.

اهداف کشاورزی پایدار:

1-استفاده از کودهای طبیعی شامل((سبز، حیوانی ، بیولوژیکی)) بجای کودشیمیایی.

2-رعایت تناوب زراعی

3-اجرای سیستم کشت مخلوط  بجای تک کشتی

4-مبارزه بیولوژیکی برعلیه آفات، علفهای هرز و بیماریها و حذف استفاده از سموم شیمیایی.

5-افزایش بهره وری با اجرای طرح کشاورزی دقیق.

برداشت های مختلف از کشاورزی پایدار:

1-کشاورزی پایدار نظامی است که بتواند از نظر اکولوژیکی سازگار، از نظر اقتصادی پویا و از نظر اجتماعی پذیرفتنی باشد.

2-پایداری در کشاورزی در حقیقت نوعی مدیریت صحیح در کشاورزی مثل انتخاب صحیح ارقام، حاصلخیزی خاک، روش مناسب شخم، رعایت تناوب زراعی در جهت کاهش هزینه های مربوط به مصرف نهاده ها ، کاهش اثرات سوء زیست محیطی ، تامین پایداری در تولید و سودآوری می باشد.

3-کشاورزی پایدار را نوعی فرآیند بهینه سازی می دانند که با استفاده از منابع طبیعی بتواند نیاز غذایی بشر را تامین کرده و کیفیت محیط زیست را بالا ببرد.به عبارتی کشاروزی پایدار تلفیقی از دانش و مدیریت است.

4-نظامی است که در آن ضمن استفاده از منابع موجود و حفظ محیط زیست ، نیاز غذایی بشر را تامین کرده و باعث ارتقاء کیفیت زندگی جوامع بشری می گردد.

5-کشاورزی پایدار تلاشی است برای دست یابی به حداکثر عملکرد اقتصادی، زیرا در آن از منابع موجود حاکثر بهره وری شده و لذا هزینه تولید هر واحد محصول کاهش می یابد که به تبع آن عملکرد اقتصادی افزایش می یابد.

6-کشاورزی پایدار سیستمی است که در آن مصرف نهاده کاهش می یابد و نظام متداول  پرمصرف نهاده امروزی به نظام ارگانیک مصرف کم نهاده تبدیل می گردد که برای تغییر این نظام اجرای 4روش زیر را لازم می دانند:

تلفیق کشاورزی با دامپروری-تناوب زراعی-مصرف بیشتر کودهای دامی بجای شیمیایی –کنترل بیولوژیکی آفات.

ضرورت های کشاورزی پایدار:

در گذشته گمان می بردند که منابع سوختهای فسیلی نامحدود بوده و می توان از آنها برای کشاورزی بطور نامحدودی استفاده کرد و برای تولید حداکثری بایستی از نهاده های شیمیایی بیشتری استفاده کرد. اما امروزه با افزایش روزافزون جمعیت، پی به اهمیت این منابع برده اند و لذا به فکر کشاورزی پایدار و تبدیل آن از مصرف پرنهاده به کم نهاده افتادند تا این منابع طبیعی بخصوص غیر تجدید شونده ها برای نسلهای آینده ذخیره  و حفظ بماند. مثلاً عنصر فسفر وقتی از خاک خارج شد در ته دریا رسوب کرده و دیگر به طبیعت برنمیگردد و در آینده با کمبود شدید فسفر مواجه خواهیم شد.

نقش کشاورزی پایدار در توسعه مناطق روستایی:

اکوسیستم های کشاورزی علاوه بر انرژی خورشیدی به وسیله انرژی های مصنوعی (انرژی کمکی یا سوبسیدی)و عناصر غذایی خارج از اکوسیستم نیز به حرکت درمی آیند. اکوسیستم های کشاورزی تحت تاثیر آفت کش های شیمیایی ، تکنولوژی ماشین آلات ، واریته های اصلاح شده و خصوصیات اجتماعی-اقتصادی قرار دارند.

امروزه مدیریت اکوسیستم های کشاورزی در دو جهت سوق داده شده است.جهت اول شامل                    سیستم های کشاورزی بزرگ  است که انرژی یارانه ای زیادی دریافت می کنند و در آنها فرآیندهای طبیعی نادیده انگاشته شده اند. در این سیستم ها از آفت کش های برای کنترل علفهای هرز و حشرات و از کودها برای حفظ حاصلخیزی خاک و از سوختهای فسیلی برای تامین انرژی استفاده می شود. جهت دوم مدیریت معطوف به استقرار سیستمهای کشاورزی کوچکتر است که انرژی یارانه ای کمتر دریافت می کنند و فرآیندهای طبیعی را با مدیریت تلفیق می کنند. این سیستمها طوری طراحی شده اند  که  نهاده های زاید را کاهش دهند، خروج عناصر غذایی از سیستم را به حداقل برساند و تنوع زیستی و جنبه های طبیعی را افزایش دهند. این سیستم مدیریت را اغلب کشاورزی پایدار می نامند که در نهایت توسعه مناطق روستایی را به دنبال خواهد داشت.